يونجا يئييب مشروطيت آلميشيقدكتر محمدحسن پدرامكهنسالان تبريزي موقع روايت از انقلاب مشروطه، به فرزندان خود ميگويند: بيزيم اجداديميز و بويوك بابالاريميز، يونجا يئييب مشروطيت آليبلار. يعني اجداد ما يونجه خورده و مشروطه گرفتهاند. روايت مزبور در بين مردم تبريز و آذربايجان به صورت ضربالمثل درآمده و دهان به دهان ميگردد. اما، آيا واقعاً مردم تبريز در راه رسيدن به مشروطه و سرنگون كردن رژيم استبدادي به آن اندازه جانفشاني و ايثار كردهاند كه در زمان محاصره شهر از طرف نيروهاي دولتي، جهت سير كردن شكم خود و فرزندان خود به يونجه خوردن روي آوردهاند!؟ جهت روشن شدن بهتر اين موضوع و يافتن پاسخ مستند و مستدل، صفحات تاريخ پرافتخار آذربايجان را ورق ميزنيم تا جواب سئوالمان را از راويان و تاريخنگاران مشروطه بگيريم.بنا به روايت سيدحسن تقيزاده: «با بسته شدن راه تبريز و جلفا كه آخرين راه باز بود محاصره شهر از طرف قواي شاه كامل گرديد و چهار ماه بيشتر اين حالت محاصره دوام يافت و به تدريج عرصه بر اهالي شهر تنگ و زندگي خيلي خيلي سخت شد و كمكم يك دكان نانوايي يا بقالي يا هر نوع خواربارفروشي باز نماند و گرسنگي و قحطي بسيار شديد و هولناكي روي داد كه مردم فقير در كوچهها ميمردند و شايد اگر دو سه هفته ديگر يعني مثلاً تا آخر ماه ربيعالثاني 1327 اين حال دوام ميكرد كشتار عام پيش ميآمد يا به هر حال نفوس زيادي از قحطي تلف ميشدند. ولي مردم تحمل و مقاومت كردند. در همسايگي خانه ما تاجري مشروطهطلب بود يك روز گفت كه در كوچه خودمان ديدم شخصي فقيري را كه نشسته و يونجه ميخورد. در آن اوقات غالب مردم يونجه ميخوردند و آن هم به آساني و وفور بدست نميآمد. از وي پرسيدم كه داداش چه ميكني، گفت: حاجي آقا يونجه ميخور
برچسب:
نویسنده: امیر جعفری
تاريخ: دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 20:58